در حال بارگذاری...
چیزی نیست! / اشکالی نداره! / آنقدرها هم بد نیست!


«Halb so wild!» را معمولاً در واکنش به یک حرف، مشکل یا اتفاق به کار میبریم. با این عبارت نشان میدهیم که موضوع آنقدرها هم بد یا جدی نیست که شاید در ابتدا به نظر برسد.
مثلاً وقتی کسی اشتباهی کرده، بابت چیزی عذرخواهی میکند یا به خاطر یک موقعیت ناخوشایند نگران است، میتوانیم از „Halb so wild!“ استفاده کنیم. با این عبارت به طرف مقابل نشان میدهیم که لازم نیست زیاد نگران باشد و این موضوع برای ما مشکل بزرگی نیست. و معمولاً برای آرام کردن طرف مقابل یا کماهمیت نشان دادن یک مشکل استفاده میشود. بسته به موقعیت، میتواند لحن دوستانه و آرامشبخشی داشته باشد.
مشابه این عبارت:
Das ist nicht so schlimm! آنقدرها هم بد نیست!
Das ist kein großes Problem!مشکل بزرگی نیست!
Mach dir keine Sorgen!نگران نباش!
Kein Problem!اشکالی نداره!
Das kann passieren!پیش میاد دیگه
Gespräch 1
َA: Oh, verdammt! Das wollte ich nicht. Warte kurz! Ich bring dir ein Tuch, damit du deine Hose abtrocknen kannst...
B: Halb so wild! Ich wollte mich sowieso gerade umziehen.
اوه، لعنتی! اصلاً نمیخواستم اینطوری بشه. یه لحظه صبر کن! برات یه دستمال میارم که بتونی شلوارت رو خشک کنی.
اشکالی نداره! اتفاقاً خودم هم میخواستم همین الان لباسم رو عوض کنم
Gespräch 2
A: Ich hab mitbekommen, dass du durch die Physikprüfung gefallen bist. Das tut mir leid für dich!
B: Ach, halb so wild! Das nächste Mal klappt es bestimmt.
شنیدم که امتحان فیزیک رو رد شدی. واقعاً متأسفم برات!
اِ، اشکالی نداره! دفعه بعد حتماً موفق میشم.
Gespräch 3
A: Oh je, ich hab gehört, dass du einen Unfall hattest. Wie geht es dir denn?
B: Alles halb so wild! Mach dir keine Sorgen um mich.
وای، شنیدم تصادف کردی. حالت چطوره؟
چیز خاصی نیست! نگران من نباش.
Gespräch 3
A: Entschuldige bitte, ich bin zehn Minuten zu spät. Der Bus ist einfach nicht gekommen.
B: Halb so wild! Ich bin selbst gerade erst angekommen.
A: Echt? Glück gehabt!
B: Ja, alles gut. Komm, setzen wir uns.
ببخشید که ده دقیقه دیر کردم. اتوبوس اصلاً نیومد.
اشکالی نداره! خود من هم تازه رسیدم.
واقعاً؟ چه شانسی آوردم!
آره، همهچی خوبه. بیا بریم بشینیم.