در حال بارگذاری...
ترکیب صفت به اضافه حرف اضافه ... مودب بودن با


در این بخش به کمک یک داستان کوتاه، ترکیب صفت به اضافه حرف اضافه höflich zu رو یاد میگیریم!
höflich zu + D
In einem kleinen Café in der Innenstadt arbeitet seit Kurzem ein neuer Kellner. Er ist freundlich und arbeitet schnell, aber manchmal ist er etwas ungeduldig mit den Gästen. Eines Tages beschwert sich eine Kundin, weil er nicht höflich zu ihr war.
Der Chef spricht mit ihm und sagt: „Auch wenn ein Kunde unfreundlich ist, musst du höflich zu ihm bleiben.“ Der Kellner versteht seinen Fehler und entschuldigt sich bei der Kundin. Sie nimmt die Entschuldigung an und bleibt noch auf einen Kaffee.
Seit diesem Tag achtet der Kellner mehr darauf, höflich zu den Kunden zu sein. Er merkt schnell, dass die Arbeit viel angenehmer ist, wenn man freundlich und geduldig miteinander umgeht.
در یک کافه کوچک در مرکز شهر، مدتی است که یک گارسون جدید مشغول به کار شده است. او خوشبرخورد است و سریع کار میکند، اما گاهی با مهمانها کمی بیحوصله است. یک روز، یکی از مشتریها شکایت میکند، چون او با او مؤدبانه رفتار نکرده بود.
رئیس با او صحبت میکند و میگوید: «حتی اگر یک مشتری رفتار دوستانهای نداشته باشد، باید با او مؤدب باشی.» گارسون متوجه اشتباهش میشود و از مشتری عذرخواهی میکند. مشتری عذرخواهی او را میپذیرد و برای خوردن یک قهوه دیگر در کافه میماند.
از آن روز، گارسون بیشتر دقت میکند که با مشتریها مؤدب باشد. خیلی زود متوجه میشود که وقتی آدمها با یکدیگر دوستانه و صبورانه رفتار میکنند، کار کردن خیلی لذتبخشتر است
Sei höflich zu der alten Dame!
با آن خانم مسن مؤدب باش!
Die Kassiererin war nicht höflich zu den Kunden.
صندوقدار با مشتریها مؤدبانه رفتار نکرد.
Um Kunden zu gewinnen, musst du höflich zu ihnen sein.
برای جذب مشتری، باید با آنها مؤدب باشی.
Meine Eltern haben mir beigebracht, stets höflich zu anderen zu sein.
پدر و مادرم به من یاد دادهاند که همیشه با دیگران مؤدب باشم.
Wir haben uns darüber beschwert, dass der Kellner nicht besonders höflich zu uns war.
ما شکایت کردیم که گارسون رفتار چندان مؤدبانهای با ما نداشت.
به چیزی/کسی توجه کردن، مراقب چیزی/کسی بودن، حواسش به چیزی/کسی بودن
صبور، بردبار
مؤدب، محترمانه
بیصبر، کمحوصله
خوشایند، دلپذیر
همیشه، همواره